تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


رمان عشق دوم (فصل دوازدهم)  

«فصل دوازدهم»گلوریا و التیا در گوشه ی سمت راست میزی را انتخاب کرده بودند و به اسلن ناهار خوری مجلل با رومیزی های سفید،کاغذ دیواری های بلژیکی و کنده کاری های براق و اینه ای که قاب چوبی زیبایی داشت ،نگاه می کردند.گلوریا مادرشوهرش را که خیلی اشرافی تکه ماهی تون را به چنگال زده بود می پایید التیا به روش اروپایی غذا می خورد،چنگال در دست چپ و کارد در دست راست.از تیغه ی ان برای جلو راندن یک تکه ی کوچک تره فرنگی با ذرت فلفلی صورتی و نگه داشتن ان ها روی

ادامه مطلب  

رمان عشق دوم (فصل نهم)  

«فصل نهم»ان بالا!بالای پاسیفیک در یک عمارت بزرگ مجلل که خلیج چشم اندازش بود،گلوریا ان واترز وینسلو(Gloria.Anne.watters) به خود روغن ضد افتاب می مالی .به ارامی با سر بطری مرطوب و خنک عطر پشت گوش ها،زیر گلو،پشت و جلوی مچ ها و بالاخره شکاف سینه هایش را لمس کرد.وقتی دکمه های بلوز ابریشمی اش را بست،با قدرشناسی بو کشید.عطرهای گران قیمت را دوست داشت،همان قدر که عاشق لباس های گران قیمت و زندگی اشرافی بود.تقریباً به اندازه ی نوشیدن مشروب دوست داشت،ولی نه دقیق

ادامه مطلب  

رمان عشق دوم (فصل نهم)  

«فصل نهم»ان بالا!بالای پاسیفیک در یک عمارت بزرگ مجلل که خلیج چشم اندازش بود،گلوریا ان واترز وینسلو(Gloria.Anne.watters) به خود روغن ضد افتاب می مالی .به ارامی با سر بطری مرطوب و خنک عطر پشت گوش ها،زیر گلو،پشت و جلوی مچ ها و بالاخره شکاف سینه هایش را لمس کرد.وقتی دکمه های بلوز ابریشمی اش را بست،با قدرشناسی بو کشید.عطرهای گران قیمت را دوست داشت،همان قدر که عاشق لباس های گران قیمت و زندگی اشرافی بود.تقریباً به اندازه ی نوشیدن مشروب دوست داشت،ولی نه دقیق

ادامه مطلب  

زیستنِ مرگ*  

(نویسندگانی که سال 2016 دیده از جهان فرو بستند)
 
رضا فکری:
سال غریبی بود. بخشی از خلق‌های محنت‌کشیده‌ی دنیا در سوگ اسطوره‌ی خود، فیدل کاسترو نشستند و هم‌زمان جماعتی دیگر از شوق خبر مرگ او، به شادمانی پرداختند. البته هیچ‌کدام از این دو گروه تردیدی نداشت که عالم سیاست غول افسانه‌ایِ چپ خود را از دست داده است. همان‌طور که عالم ورزش هم تردیدی در اسطوره بودن قهرمان مشت‌زنی خود محمدعلی کِلی نداشت و مرگ او خاطره‌های جمعی سالیان دور مشت‌زنی‌ا

ادامه مطلب  

رمان عشق دوم (فصل ششم)  

« فصل ششم»ما...مان وقتی صداها-به وضوح صدای سه نفر- به گوشش خورد و سه بدن کوچولو به اتاق هجوم اوردند،دوروتی توی رختخوابش نشسته بود.یکی از لباس های خواب کتانی استین کوتااهش را به تن داشت که لبه های ظریف سوزن دوزی شده داشت و با گلدوزی های ظریف تزیین شده بود.گوی های نقره ای و خرس های کوچک روی ملحفه تهویه قرار داشت.-«اوچ»پرستار فلوری،از نفس افتاده،دست پاچه و غرغر کنان پشت سرشان بود.لهجه ی غلیظ اسکاتلندیش هنوز مثل زمانی بود که تازه ان جا ترک کرده بود

ادامه مطلب  

رمان عشق دوم (فصل ششم)  

« فصل ششم»ما...مان وقتی صداها-به وضوح صدای سه نفر- به گوشش خورد و سه بدن کوچولو به اتاق هجوم اوردند،دوروتی توی رختخوابش نشسته بود.یکی از لباس های خواب کتانی استین کوتااهش را به تن داشت که لبه های ظریف سوزن دوزی شده داشت و با گلدوزی های ظریف تزیین شده بود.گوی های نقره ای و خرس های کوچک روی ملحفه تهویه قرار داشت.-«اوچ»پرستار فلوری،از نفس افتاده،دست پاچه و غرغر کنان پشت سرشان بود.لهجه ی غلیظ اسکاتلندیش هنوز مثل زمانی بود که تازه ان جا ترک کرده بود

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام