تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

 
 
"شب بخير"
از زبان کسی که دوستش داری،
فقط یک کلمه ساده نیست؟
"شب بخير"
یعنی یک روز دیگر همراهت بودم
یک روز دیگر دوستت داشتم
یک روز دیگر حواسم به تو بود
یک روز دیگر جز تو کسی برایم مهم نبود.
 
خلاصه 
"شب بخير" مهم ترین مکالمه ی کوتاه در آخر شب است
لطفا هیچوقت از کسی که میدانی
منتظر این کلمه است دریغ نکن
چون ممکن است
او به امید همین "شب بخير" ها
روزش را شب کند
#ساعت_25_شب
 

ادامه مطلب  

مذهبی : آقا سلام ؛ جمعه ی دلگیرتان بخیر  

آقا سلام ؛ جمعه ی دلگیرتان بخير
قد قامت العزا ؛ غم تکبیرتان بخيراین جمعه هم براق تو را زین نکرده اندصبح غلاف کرده ی شمشیرتان بخيردارد که آه میکشد و درد میکشددر این فراق رشته ی تدبیرتان بخيرجمعه ، تمام دشت پر از برکه های توستاین جمعه نیست رحمت بی انتهای توستگرچه وظیفه ای ست برایت دعا کنماما ظهور چشم به دست دعای توستاین دردها که درد من است و گناه منهمواره مایه ی غم و شرم و حیای توستاصلا بیا که گریه بریزم به پای توحالا که فاطمیه بهار عزای توستآق

ادامه مطلب  

خاکستری  

یه زمانی...سال های آخر‌ ابتدایی... یا شاید هم راهنمایی یه درس‌های داشتیم توی کتاب ادبیات فارسی بهش می گفتیم درس آزاد... همیشه هم یکی از موضوعات ثابت "در مورد یکی از بزرگان شهر خود بنویسید" بود... یادش بخير هر سال حداقل هفتاد درصد کلاس درمورد یه نفر می نوشتن... یه نفر خاص!
پ.ن: کی می دونه که چی گذشته؟! 

ادامه مطلب  

 

لطف اقای سجاد/س نسبت به بنده(معذرت میخوام اسم و فامیلیتان را بنا دلایلی كامل ننوشتم)
كامنت ایشان؛
سلام و درود بر بانوی خوش كلام ایران...! سبحان الله! خدا همه صفات خوب رو در وجود شما قرار داده...شما یكی از بهترین ها هستین كه واقعا بی انصافی بزرگی میشه اگر بگم شاعر جوان...!زیبایی ظاهری و هوش و درك و استعداد شما واقعا قدرت الهی رو نشان میده...! دارا بودن این همه صفت نیك جز قدرت خدا چی میتونه باشه؟؟؟!خانوم بیابانی در همایش ادبی شما رو ملاقات كردم و شیفت

ادامه مطلب  

روزهای نهانی ...  

سلام ... 
سحر بخير ... من و فنچول کوچولو بیداریم ... اکثرا این 
ساعتا بیدار میشه ... حسابی مریض شدم ... من نمیدونم
چه وقت مریض شدنم بود اخه ... دیروز کلاس یوگا بودم
خوب بود ... میخوام برم مشاوره بگیرم... برای خیلی از
مسایل ... دیشب داشتم خاطراتم مرور میکردم ... دلم 
تنگ شد برای اون دوران.... حس میکنم بعضیا تا ابد تنهان...
 

ادامه مطلب  

روزهای نهانی ...  

سلام ... 
سحر بخير ... من و فنچول کوچولو بیداریم ... اکثرا این 
ساعتا بیدار میشه ... حسابی مریض شدم ... من نمیدونم
چه وقت مریض شدنم بود اخه ... دیروز کلاس یوگا بودم
خوب بود ... میخوام برم مشاوره بگیرم... برای خیلی از
مسایل ... دیشب داشتم خاطراتم مرور میکردم ... دلم 
تنگ شد برای اون دوران.... حس میکنم بعضیا تا ابد تنهان...
 

ادامه مطلب  

اندر خم انگل  

یعنی خدا فردا رو بخير بگذرونه.ساعت 8 تا 9ونیم کلاس تغذیه دارم.10 تا 11و 45 عمومی(دانش) و 12 تا1 باکتری عملی و3 و ربع امتحان  انگل و 4 کلاس زبان تازه از دانشگاه تا کلاس  زبانم نیم ساعت راهه؛حتما که late تپلی میگیرم.
و هنوز هم مصرم به دوره انگل....

ادامه مطلب  

اندر خم انگل  

یعنی خدا فردا رو بخير بگذرونه.ساعت 8 تا 9ونیم کلاس تغذیه دارم.10 تا 11و 45 عمومی(دانش) و 12 تا1 باکتری عملی و3 و ربع امتحان  انگل و 4 کلاس زبان تازه از دانشگاه تا کلاس  زبانم نیم ساعت راهه؛حتما که late تپلی میگیرم.
و هنوز هم مصرم به دوره انگل....

ادامه مطلب  

تو را در تپش قلب خود یافته ام  

 
من تو را در تپش قلب خودم یافته ام
روح احساس تو را در نفسم یافته ام
 
تو همان موج غریبى كه به دریاى دلم
متلاطم تر از امواج خزر یافته ام
 
تو همان خلوت دنجى كه در آغوشت من
رامش و لطف و صفاى ابدى یافته ام
 
من دراین غربت خودخواسته خواهم پوسید
درد تو با همه دورى كه به جان یافته ام
 
تو همان حس خوش سكر شرابى كه ترا
بعد یك عمر غریبى ، به وطن یافته ام
 
بربودى دل و دین این هنر توست ولى
من كه دل در گرو مهر خودت یافته ام
 
 
 
 
 
 
صبحتون بخير

ادامه مطلب  

 

دیشب با یکی از قدیمی ترین دوستای وبلاگیم که همون ماه های اولی که من وبلاگ ساختم باهم آشنا شدیم و نزدیک دوسالی هست که توی اینستاگرام همدیگرو داریم حرف میزدم
بحث از سیاست شروع شد ولی در آخر به اینجا رسید که  یاد وبلاگ بخير و وبلاگ بهتر بود
و اون حسی که من داشتمو قبول داشت، اینکه وقتی دوستیمون تو فضای وب بود انگار همسایه بودیم
البته آدم با هرکسی این حسو نداره، طرف باید آدم باشه، وگرنه همین رفقای  وبلاگی چنان آزاری میدن آدمو..
 
پ.ن: حالا بماند که

ادامه مطلب  

شب بخیر  

خدا جون کسیو شرمنده کس دیگه نکن .آمین                                                                                                          به همه یه خواب با آرامش بده.                                                                                                                              شب همتون شیک.                     

ادامه مطلب  

 

الان که دارم  مینویسم خسته  و کوفته دراز کشیدم رو تخت. بعد زبان با ح و مامی رفتیم اسنیکرز خریدیم. برای هردومون. فردا شب تولد میم ب. حالم خوش نیست. دوباره ریختم بهم. شاید بهش تو وبلاگم تبریک بگم. نمیدونم اصلا کار درستیه یا نه. این امارگیرم که معلوم نیست چش شد کلا سایتش پکید نمیدونم اصلا بیاد ببینه با نه. به هر حال...
حوصله نوشتن ندارم. فردا اهنگ برگرد سیروان منتشر میشه. این اهنگ دوست دارم چون من‌یاد خیابون گردی های شبانه خودم تو دوران مذخرف زندگیم

ادامه مطلب  

خاطرات  

خاطرات را که زیرو رو میکنم , هیچ نمی یابم جز :
سکوت 
دعای رفتن 
بوی خون 
قهوه و سیگار
اینه ها 
یادشان بخير اینه هایم را 
یکی خود را نشانم میداد همانی را گوشه ی اتاق زیر قالی گذاشته بودمش
دیگری فرداهایم را نشانم میداد . همانی را که نیت خریدنش را داشتم اما قسمتش را نه 
دیگری مرا در گذشته ام غرق میکرد , همانی را که وارونه به اتاقم کوبیده بودمش , و هیچ نشانم نمیداد 
ان یکی که مرا زیباتر از همه نشانم میداد را در طاقچه ی خانه ی مادر بزرگم جا گذاشتمش تا ک

ادامه مطلب  

خاطرات  

خاطرات را که زیرو رو میکنم , هیچ نمی یابم جز :
سکوت 
دعای رفتن 
بوی خون 
قهوه و سیگار
اینه ها 
یادشان بخير اینه هایم را 
یکی خود را نشانم میداد همانی را گوشه ی اتاق زیر قالی گذاشته بودمش
دیگری فرداهایم را نشانم میداد . همانی را که نیت خریدنش را داشتم اما قسمتش را نه 
دیگری مرا در گذشته ام غرق میکرد , همانی را که وارونه به اتاقم کوبیده بودمش , و هیچ نشانم نمیداد 
ان یکی که مرا زیباتر از همه نشانم میداد را در طاقچه ی خانه ی مادر بزرگم جا گذاشتمش تا ک

ادامه مطلب  

درس خوندن  

عرشیا اومده بود بالا 
یاد قدیم افتاد گفت: یادش بخير من چقدر اینجا درس خوندم چقدر شب بیدار موندم درس خوندم 
منم قیافه گرفتم.با خنده گفتم منم همینطور 
گفت آره همه جای اینجا پر از خاطرات خوابیدنته 
آخه من همیشههه موقع درس خوندن خوابم میبرد 
عرشیام همیشه مسخرم میکرد میگف اینو موقع درس خوندن بیدارش نکنید 

ادامه مطلب  

 

مناسبتا همیشه واسه من لذت بخش ترین روزای زندگیه ،مخصوصا نوروز كه قشنگ ترین  لحظه ی دنیاس..این ذوق و شوق از بابا بهم رسیده،بابا هم همیشه واسه مناسبتا سعی میكرد بهترین جو رو توو خونه بسازه،این خصلتش عجیب توو خون منم هست به قدری كه از همین الان به فكر هفت سین امسالم..به شدت رنگ كردن تخم مرغ رو دوست دارم و یه لذت خاص واسم  داره مخصوصا كه همیشه یه هفت سین كوچیك واسه مادر بزرگام هم میبرم.امسال  ذوق اصلیم واسه سبز كردن سبزس كه دلم می خواد ٢رنگ باشه هم

ادامه مطلب  

من فراموش نمیکنم : 7 - پایان  

امروز پنجشنبست و من برای اولین بار به جلسه ی کتاب خوانی اومده بودم.گوشی از جیبم درآوردم و یه اس ام اس به خانم محمدیان دادم- سلام ، بینام هستم ، تو سالن کتابخونه ام ، جلسه کجا برگزار میشه؟یه نگاه به ساعت انداختم ، پنج و پنج دقیقه ، این بار 5 دقیقه دیر کردم.چند دقیقه ای تو همون سالن به قفسه ی نشریات نگاه میکردم.خبری از جواب اس ام اس نبوددوباره یه نگاه به ساعت انداختم پنج و بیست دقیقهچرا جواب نداد هنوز ؟
رفتم سمت خانم کتابدار- سلام ، ببخشید ، مگه ای

ادامه مطلب  

مسافرت عید.  

با عرض سلام و احترام 
خانم دکتر سلام؛ راستی یادم رفت؛ قرار شدش که نکاتی راجع به مسافرت عید بهتون بگم. هر وقت که خواستید برید مسافرت؛ یک ظرف یخ رو بزارید توی یخچال و روی یخ هم یک عدد سکه بزارید. هر وقت که از مسافرت بازگشتین منزل؛ ببینید سکه چه حالتی هستش. اگر سکه سرجاش بود؛ یعنی برق قطع نشده.  اما اگر سکه یك مقدار در ظرف پایین رفته بود؛ یعنی برق رفته اما زود اومده؛ اما اگر سکه خیلی در ظرف پایین رفته باشه؛ یعنی مدت زمان زیادی برق قطع شده و گوشتهای

ادامه مطلب  

مسافرت عید.  

با عرض سلام و احترام 
خانم دکتر سلام؛ راستی یادم رفت؛ قرار شدش که نکاتی راجع به مسافرت عید بهتون بگم. هر وقت که خواستید برید مسافرت؛ یک ظرف یخ رو بزارید توی یخچال و روی یخ هم یک عدد سکه بزارید. هر وقت که از مسافرت بازگشتین منزل؛ ببینید سکه چه حالتی هستش. اگر سکه سرجاش بود؛ یعنی برق قطع نشده.  اما اگر سکه یك مقدار در ظرف پایین رفته بود؛ یعنی برق رفته اما زود اومده؛ اما اگر سکه خیلی در ظرف پایین رفته باشه؛ یعنی مدت زمان زیادی برق قطع شده و گوشتهای

ادامه مطلب  

طاقت نداری ببینی. ..میدونم ! این همه طاقتُ صبوری از من!  

صد دفه از خواب بیدار شدمو همش کابوس میدیدم.  . 
خدا خودت بخير کن.  . 
خودت مواظب ِ خانوادم ُ داداشیم باش.  . خودت مواظب ِ من باش  . . 
اللّه ِ عزیزم.  . . 
 
 
+ طاقت نداری ببینی میدونم.  ..این همه طاقتُ صبوری از من!  / صبوری ؛ چاوشی  . .
 
* صد دفه خواستم بنویسم برای ِ مامانش ، نسیم خیلی دختر ِ محکمیه.  .  خیلی هم به شما وابسته س.  . اصلاً نگران نباشین هر چی باشه اولین محرمش شما هستین.  . اما دوباره پاکش کردم.  .. گفتم که چرا

ادامه مطلب  

آن شلی با موهای قرمز  

یادش بخير آن قسمت کودکیم که با اشتیاق منتظر شروع آن شلی با موهای قرمز را بودم و برادرم از برنامه کودک های عاشقانه خوشش نمیامد و میخواست فوتبال ببیند.کلی غر میزدم دعوای مان میشد میگفتم مامان داداشیو!!مامانم می گفت زمان خوشیاتان که من را صدا نمیکنید موقع دعوا مامان .مامان می کنید.خلاصه مامانم میامد چون خودش هم از برنامه کودک آن شلی با موهای قرمز خوشش میامد می گفت پسر عزیزم بگذار خواهرت برنامه کودکش را ببیند خلاصه برادرم را راضی میکرد بعد کلی د

ادامه مطلب  

آن شلی با موهای قرمز  

یادش بخير آن قسمت کودکیم که با اشتیاق منتظر شروع آن شلی با موهای قرمز را بودم و برادرم از برنامه کودک های عاشقانه خوشش نمیامد و میخواست فوتبال ببیند.کلی غر میزدم دعوای مان میشد میگفتم مامان داداشیو!!مامانم می گفت زمان خوشیاتان که من را صدا نمیکنید موقع دعوا مامان .مامان می کنید.خلاصه مامانم میامد چون خودش هم از برنامه کودک آن شلی با موهای قرمز خوشش میامد می گفت پسر عزیزم بگذار خواهرت برنامه کودکش را ببیند خلاصه برادرم را راضی میکرد بعد کلی د

ادامه مطلب  

97یا96 :/ مسئله اینــ ستــ  

صب با چشای پف کرده نیمه باز
مو افشون
دهن :|
لباس یه ورش تو شلوار یه ورش اویزون
پاشدم رفتم سرمیز صبحونه
مامان بلند: صبــــ بخير
بابا اروم: یاعلیــ
یه خمیازه کشدار کشیدم :/
همونجوری زل زده بهم
یه پلک زدم
یه قورت به چاییش زد
روزش با تیکه انداختن بمن شروع میشه
میدونما هی میخواس یچی بگه
ولی میدونس یچی بگه میخورمش :|
البته دهنم قفل شده بود :/
 
 
فتوسنتزو خوندم یادم گرفتم خوشمم اومد !!!! 
از یه مبحث گیاهی بالاخره لذت بردم :))
البته زیاد تفریط توش کردم
امروز

ادامه مطلب  

97یا96 :/ مسئله اینــ ستــ  

صب با چشای پف کرده نیمه باز
مو افشون
دهن :|
لباس یه ورش تو شلوار یه ورش اویزون
پاشدم رفتم سرمیز صبحونه
مامان بلند: صبــــ بخير
بابا اروم: یاعلیــ
یه خمیازه کشدار کشیدم :/
همونجوری زل زده بهم
یه پلک زدم
یه قورت به چاییش زد
روزش با تیکه انداختن بمن شروع میشه
میدونما هی میخواس یچی بگه
ولی میدونس یچی بگه میخورمش :|
البته دهنم قفل شده بود :/
 
 
فتوسنتزو خوندم یادم گرفتم خوشمم اومد !!!! 
از یه مبحث گیاهی بالاخره لذت بردم :))
البته زیاد تفریط توش کردم
امروز

ادامه مطلب  

D:  

یادش بخير این برنامه رو که پخش میکردن من سه چهار بار می*ریدم بخودم
+ توو جلسه دیدم حرفای مفت میزنن؛جلسه توو شرکت ما نبود
یه لحظه کانال تلگرام رو باز کردم ؛ همزمان لیوان آب رو برداشتم..
این عکس رو دیدم؛ آب پرید توو گلوم.. از شدت خنده بلافاصله جلسه رو ترک کردم؛
صندلی از زیر پام کلا رفت؛ لپ تاپ خیس شد؛ همه هم مات مونده بودن که چیشد!
دیگه برنگشتم ؛ عمرا منو این مدلی ندیده بودن
+گاهی منفجر میشم از شدت خنده..
به تلافی وقتایی که خندم نمیگیره!
+شاید اگه همز

ادامه مطلب  

D:  

یادش بخير این برنامه رو که پخش میکردن من سه چهار بار می*ریدم بخودم
+ توو جلسه دیدم حرفای مفت میزنن؛جلسه توو شرکت ما نبود
یه لحظه کانال تلگرام رو باز کردم ؛ همزمان لیوان آب رو برداشتم..
این عکس رو دیدم؛ آب پرید توو گلوم.. از شدت خنده بلافاصله جلسه رو ترک کردم؛
صندلی از زیر پام کلا رفت؛ لپ تاپ خیس شد؛ همه هم مات مونده بودن که چیشد!
دیگه برنگشتم ؛ عمرا منو این مدلی ندیده بودن
+گاهی منفجر میشم از شدت خنده..
به تلافی وقتایی که خندم نمیگیره!
+شاید اگه همز

ادامه مطلب  

دلتنگم خداااا  

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
خدایا دلتنگم دلتنگ روزای خوبی که داشتم
دلتنگ همون روزایی که میرفتم کلاس دارو 
و از اواسطش هم رفتم گلستان شهدا
یاد گلستان رفتن هایم بخير یاد روزهایی که شهدا مدام دعوتم میکردند و الان چقدر بد شدم چقدر دور شدم
اینقدر دور که دیر به دیر دعوتم میکنند 
کجاست آن حس های ناب آشناییم با شما؟
کجاست دلتنگی هایم برایتان؟
و اشک هایم از فراقتان
کجاست منی که ثانیه به ثانیه ام را با یاد شما میگذراند

ادامه مطلب  

هوففففففف  

تا حالا کسی رو بدون دلیل دوست داشتی؟
اره،بارها 
بعدش چی شده؟
هیچی فقط خودم به فاک رفتم
بازم حاضری به فاک بری؟
نه !!! خیلی خستم 
ولی باس به فاک بری
اه خفه شو دیگه مزاحم
###########
دوست دارم بلند بخندم و وقتی حالم خوشه بلند میخندم
حالا تو اگه بهت فشار میاد برو بمیر چون من تا تهش بلند میخندم
#########
تله پاتی عحیبی با بعضی از ادمایی که دوسشون دارم ،دارم که خب خوبه
##########
نمیشه ادم واسه مدتی محدود نی نی داشته باشه مثلا نی نی برای خودت واسه چند ساعت یا چند روز

ادامه مطلب  

هوففففففف  

تا حالا کسی رو بدون دلیل دوست داشتی؟
اره،بارها 
بعدش چی شده؟
هیچی فقط خودم به فاک رفتم
بازم حاضری به فاک بری؟
نه !!! خیلی خستم 
ولی باس به فاک بری
اه خفه شو دیگه مزاحم
###########
دوست دارم بلند بخندم و وقتی حالم خوشه بلند میخندم
حالا تو اگه بهت فشار میاد برو بمیر چون من تا تهش بلند میخندم
#########
تله پاتی عحیبی با بعضی از ادمایی که دوسشون دارم ،دارم که خب خوبه
##########
نمیشه ادم واسه مدتی محدود نی نی داشته باشه مثلا نی نی برای خودت واسه چند ساعت یا چند روز

ادامه مطلب  

فاصله های لعنتی ... فاصله های لامصب :(  

ته دلم آشوبه
یه چیزی هست و من نمیدونم 
کاملا معلومه
وگرنه بی دلیل چرا باید این همه استرس داشته باشی؟
که امشب از استرس قلبت درد بگیره :(
خیلی کلافم 
مثل گنجشکی که پرش شکسته بی تاب و بی قرارم
اگه میتونستما همین الان  راه میوفتادم میومدم پیشت
اما نمیتونم .... نمیتونم .... نمیتونم :(( 
همه ی فکر و ذهن و روحم پیش توئه 
همه ی ذهنم درگیره که چی شده ؟ چته ؟ چرا استری داری ؟
چرا اینقد سریع شب بخير گفتی و‌ رفتی؟؟؟
حق بده که فکر کنم یه چیزی هست و ازم پنهون میکنی

ادامه مطلب  

آدم ها  

آدم ها که عوض می شوند
از سلام و شب بخير گفتنشان 
می شود این را فهمید!
از حرف ها و نگاه ها
از گودال های عمیغی که
بین تو و خودشان می کنند
و تویش را پر از دلیل می کنند...
                             ********************************************
                                    عجب خیاطیست
                                                          دنیا ....
                                                        دل هیچ کس را 
                                               برایم
                                   

ادامه مطلب  

(47)  

سلااااامخوبم خداروشکر.. اوضاع اوکیه . امروز صبح که رفتم اول ازمایشگاه .. یعنی شبکه بهداشت .. خیلی بد بود .. ازمایشو خیلی بد گرفت ... خب میترسم به من چه . البته الان خیلی بهتر شدن قبلا خیلی غربتی بازی درمیوردم ..الان دیگ اوکیه . بعدشم خانم دکتر خیلی بداخلاق بود .. خب من کلا وقتی میترسم خیلی بد پیدا میشه رگم .. واسه سرم زدن هم همیشه دردسر دارم با آنژیکت واسم میزنن همیشه .. بعدشم ک اومدم صبحونه خوردم و رفتم یونی .. راستی قبلش رفتیم محضر گفت بازنشسته قبول نم

ادامه مطلب  

(47)  

سلااااامخوبم خداروشکر.. اوضاع اوکیه . امروز صبح که رفتم اول ازمایشگاه .. یعنی شبکه بهداشت .. خیلی بد بود .. ازمایشو خیلی بد گرفت ... خب میترسم به من چه . البته الان خیلی بهتر شدن قبلا خیلی غربتی بازی درمیوردم ..الان دیگ اوکیه . بعدشم خانم دکتر خیلی بداخلاق بود .. خب من کلا وقتی میترسم خیلی بد پیدا میشه رگم .. واسه سرم زدن هم همیشه دردسر دارم با آنژیکت واسم میزنن همیشه .. بعدشم ک اومدم صبحونه خوردم و رفتم یونی .. راستی قبلش رفتیم محضر گفت بازنشسته قبول نم

ادامه مطلب  

یه شب پر از دلتنگی  

"خدا"
سلام عشقم
چهارصدو شانزدهمین شب رو هم با هم گذروندیم
دوتایی باهم ساختیم و تمومش کردیم
با شب بخير قشنگ تو تموم شد.شب، با شب بخيرت چند برابر زیباتر میشه
عاشقتم.بدون هیچ منطقی
عاشق خنده هاتم.عاشق چشمای قشنگتم
عاشق همون دوتا تیله مشکی که تو چشماته
عاشق صداتم،خیلی ارومم میکنه
اروووم قلب منی.دنیا با بودن تو میگذره
وقتی که هستی،انگار دنیا ماله منه
دلم برات خیلی تنگ شده.روزشماری میکنم که ببینمت
امروز دوباره رفتم به همون روز اول
با اومدنت قلبمو

ادامه مطلب  

Respektlos!  

هی باید خودتو نیشکون بگیری که یوخ کار اشتباهی انجام ندی
خدایا خودت آخر عاقبت ما رو به خیر کن
که تو اولین و اخرینی
مامان بابام دارن میان و من از همون روز اول اینو به فال نیک گرفتم
امیدوارم که دعوا و تلخیی پیش نیاد انشالا
خب منم باید اتاقمو برق بندازم ولی یه کم غیر ممکن به نظر میرسه
خاطراتمو تو کودوم سوراخی قایم کنم که مادر جان در نبود من باشون سرگرم نشه اخه؟
خداروشکر مورد عشقی نداشتم که مادر کشف تاریخی رو داشته باشه
یادش بخير قدیما که بچه بودم

ادامه مطلب  

خاطرات تلخ  

همیشه همینه آخر شبی بیخوابی بزنه به سرم برم تو نت گوشی قبلیم گند بزنم به حال و احوال خودم. هر سال این موقع ها تو فکر تولد میم ب بودم. الان اتفاقی خاطره تولدش تو سال ۹۳ خوندم. اون سال تولدش سه روز مونده به کنکور دکتری بود گفته بود نمیخای بیای بشین بخون. همون سال بود که رتبه ام ۱۲ شد. من بدون اینکه بهش بگم رفته بودم خوابگاه ساعت ۱۲ شب بهش تبریک گفتم عکسش گرفت گفت منتظرت بودم این عکس همیشه نگه میدارم یادم باشه تو اولین کسی بودی تولدم تبریک گفتی. بعدم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1