تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


میشه  

_ قول بده هیچوخت فراموشم نمی کنی حتی اگه زندگی بخاد! حتی اگه مجبورت کنن ! 
میگی نمیکنی ینی واقعا نمی کنی؟  نکنه یه روز صبح از حواب پاشیو یادم نیفتی ! نکنه خنده هام نکنه گریه هام نکنه حالت چهره م چشام فراموشت شه! چیزایی که من هیچوخت یادم نمیره ! قدت، حالته چشات ، غمه تو چشات ، نگاهت ، خنده هات ، دستاتتت یادم نمیره ! میشه یادت نرم؟ حتی به زور زمان؟ میشه صبا، میشه شبا، میشه هر لحظه ، وسط روز، سر کار، موقع بیکاری ، یادم بیفتی؟ میشه فراموشت نشم؟ میشه دو

ادامه مطلب  

لعنت به این خودازار  

شما که سواد داري،لیسانس داري،روزنامه‌خونیبا بزرگون می‌شینی، حرف میزنی، همه‌چی می‌دونیشما که کله‌ت پُره، معلّم مردم گنگیواسه هرچی که می‌گن جواب داريدر نمی‌مونیبگو از چیه که من، دلم گرفته؟راه میرم دلم گرفتهمی‌شینم دلم گرفتهگریه می‌کنم، می‌خندمپا میشم، دلم گرفته

ادامه مطلب  

وقتی‌ باد آروم آروم، موتو نوازش می‌کنه  

شعرترانه: ژاکلین 
وقتی‌ باد آروم آروم، موتو نوازش می‌کنهطبیعت وجودتو اینقدر ستایش می‌کنهوقتی‌ که یواشکی خواب به سراغ تو میادبرای داشتن چشمای تو خواهش می‌کنهاین همه عاشق داري، چطور حسودی نکنم؟این همه عاشق داري، چطور حسودی نکنم؟!وقتی‌ شب فقط میاد، برای خوابیدن توخورشید از خواب پا می‌شه، تنها واسه دیدن تووقتی‌ که چشمه حریصه، واسه لمس تن تویا که پیچک آرزوشه، بشه پیراهن تواین همه عاشق داري، چطور حسودی نکنم؟این همه عاشق داري، چطور حسودی

ادامه مطلب  

آشنایی با چله بزرگ، چله کوچک،  

 
 ‍ الحمدلله من اول الدنیا الی فنائها والاخره الی بقائها الحمدلله علی کل نعمه....
آشنایی با چله بزرگ، چله کوچک، چار چار، سده، اهمن و بهمن، سیاه بهار وسرما پیرزن .
کلمات زیبا و دوست داشتنی بالا کلماتی هستند که برای نسل قدیم بسیار آشنا و با رگ و خون آن عزیزان عجین شده و اما نسل جدید ....
زمستان به دو بخش چله بزرگ(چله کلان ) و چله کوچک (چله خرد ) تقسیم می شده است، که چله بزرگ از (اول دی ماه تا دهم بهمن ماه) می باشد و چهل روز کامل و چله کوچک از (یازدهم

ادامه مطلب  

آشنایی با چله بزرگ، چله کوچک،  

 
 ‍ الحمدلله من اول الدنیا الی فنائها والاخره الی بقائها الحمدلله علی کل نعمه....
آشنایی با چله بزرگ، چله کوچک، چار چار، سده، اهمن و بهمن، سیاه بهار وسرما پیرزن .
کلمات زیبا و دوست داشتنی بالا کلماتی هستند که برای نسل قدیم بسیار آشنا و با رگ و خون آن عزیزان عجین شده و اما نسل جدید ....
زمستان به دو بخش چله بزرگ(چله کلان ) و چله کوچک (چله خرد ) تقسیم می شده است، که چله بزرگ از (اول دی ماه تا دهم بهمن ماه) می باشد و چهل روز کامل و چله کوچک از (یازدهم

ادامه مطلب  

امروز  

امروز نصف مسیر رو از دانشگاه تا خونه پیاده اومدم..تو این سرما..میخاستم تو برفا راه برم ، میخاستم هر چی میبینم سفیدی باشه ، میخاستم سرما بره تو تنم، می خاستم مغزم یخ ببنده، میخاستم زمستونو نفس بکشتم، میخاستم هواش بره تو ریه هام ، وختی خورشید میتابه رو برفا وختی دونه های برف مثه الماس می درخشن وختی دوس داري بهشون دست بزنی وختی دوس داري لمسشون کنی چه حسه خوبی دست میده به آدم!
پ.ن: کاش یکی بود بعد دست زدن به برفا دستامو ها میکرد...
کاش گرمی دستاش دست

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داري ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داري ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

Keep Smailing  

من نمیدانم !
درکم از تاثیر گریه ام بر مادر.
و لبخند غمم بر پدر .. 
هیچ است 
اما . میتوان فهمید که چه آشوبیست در دلشان
وقتی که  غمی بر دل داري ..
#خودخواه_نباشیم
بخند در جوارشان که لبخندت در کنارشان همچون جواهری با ارزش است 
 
پ.ن: در خلوتت گریه کن :) فقط ناموسا بپا بابا و مامان نبیننت خدایی ناراحت میشن 
توعم هرکز خودتو نمیبخشی..
 

ادامه مطلب  

032  

شنیدی میگن کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ..
ولی کسی که خودش رو زده به خواب توپ هم کنار گوشش بزنن بیدار نمیشه
 
بذار ربطش بدم به عشق
 
کسی که نمیدونه دوستش داري رو میشه بهش فهموند
ولی کسی که نمیخواد بفهمه دوستش داري .. هرکاری هم بکنی بی فایدست
.
.
چون اصلا نمیخواد بفهمه .. نمیخواد درکت کنه .. نمیخواد قبول کنه ..
نمیخواد به اشتباهش اعتراف کنه .. نمیخواد غرورش رو بشکنه ..
نمیخواد ..
نمیخواد ..

ادامه مطلب  

 

توی ِ این مدت فهمیدم باید از چیزایی که دوست داري دور باشی.  . 
اصلاً گاهی بودن ِ چیزی که برات عزیزه خیلی و خیلی عذاب آورتر میتونه باشه تا نبودنش! 
خصوصاً  وقتی که خیلی روش حساسم باشی  . . 
من در رابطه با همش یه نتیجه  گرفتم اونم اینه فقط دور باشم ودلم تنگ  بشه  اما دور ُ برم نباشه.  . 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجاییکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن این سریال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سریالی که طرز احمقانه ای سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهای این سریال نحوه برخورد یه برده ی افریقایی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اینکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبایی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همین سبب دستگیر شد! این سکانس منو یاد یه طنز انداخت به این متن:
«قیافه ی ادمهایی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجاییکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن این سریال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سریالی که طرز احمقانه ای سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهای این سریال نحوه برخورد یه برده ی افریقایی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اینکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبایی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همین سبب دستگیر شد! این سکانس منو یاد یه طنز انداخت به این متن:
«قیافه ی ادمهایی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

چای خور ترین زن عالم  

به تو که می‌اندیشم سطر سطر نوشته‌هایم شادمانه می‌رقصند.تو که حضور داري لحظه‌هایم به احترامت می‌ایستند.وقتی برای تو شعر می‌گویم برگ برگ دفترم پر از گل‌های نسترن و یاسمن می‌شوند.کافی است باشی تا جز نوای نامت ترنمی دیگر نباشد .بین خودمان باشد!  این که من چای دوست ندارم و نهایت چایی که می‌خوردم در سال یک استکان است بهانه است، بی‌حضورت قهوه‌های تلخ را به چای‌های قند پهلو ترجیح داده‌ام.تو بیا تو بمانمن چای خورترین زن عالم می‌شوم ..
________
جد

ادامه مطلب  

چای خور ترین زن عالم  

به تو که می‌اندیشم سطر سطر نوشته‌هایم شادمانه می‌رقصند.تو که حضور داري لحظه‌هایم به احترامت می‌ایستند.وقتی برای تو شعر می‌گویم برگ برگ دفترم پر از گل‌های نسترن و یاسمن می‌شوند.کافی است باشی تا جز نوای نامت ترنمی دیگر نباشد .بین خودمان باشد!  این که من چای دوست ندارم و نهایت چایی که می‌خوردم در سال یک استکان است بهانه است، بی‌حضورت قهوه‌های تلخ را به چای‌های قند پهلو ترجیح داده‌ام.تو بیا تو بمانمن چای خورترین زن عالم می‌شوم ..
________
جد

ادامه مطلب  

کایر به کایر  

کایر به کایر
بالای پیراهن کمی آلوچه کاری   
تو کیوی چالوس و من انشوی ساری
 
از لای به لای روسری بیرون نیفتد  
تاجِ گلوبندی زنارنج بهاری
 
می بافی از نو یاس ها ما بین مویت  
اردیبهشتِ  گیسوانت پنبه کاری
 
بی اعتنایی می کنی یادت مگر نیست  
 با من کنار دشت شالی وعده داري
 
بیهوده از من می کنی پرهیز بگذار  
در اول شوال رسم روزه داري
 
جامی عرق می بارد از این هرم شرجی     
تا بوسه گاهت می کشاند یادگاری
 
" شِواش" می خوانی و می نالی ز تقدیر  
 کایر به کای

ادامه مطلب  

دلنوشت  

وقتی کسیو داشتی که با خنده هات بخنده با گریه هات گریه کنه از همه چی بگذره به خاطر پیش تو بودنوقتی به شوخی جونتو قسم میخوری ولی اون عصبانی میشه وقتی ناراحتی، پیشش خوش حال ترینی وقتی میدونی و مطمئنی هیشکی جز تو واسش مهم نیس وقتی یهو یه کارایی میکنه سورپرایز شی وقتی هرروز عشقش بهت ثابت میشه وقتی اولین تجربه هات با اونه وقتی بهش اعتماد داري و بهت از هرکی بیشتر اعتماد داره وقتی بدون این که چیزی بگی، میفهمتت و میدونه چی میخوای بگی بدون اون آدم همون

ادامه مطلب  

573  

شدم ی زن تنها‌...انقدر تنها که حتی توی دنیای مجازیم میشه تنهاییش حس کرد.کسایی میتونن حس کنن که جزئی از منن.خداروشکر دوستای خوبی دارم اما هیچی نمیتونه من از این تنهایی جدا کنه.تنهایی نه اینکه کسی نباشه یعنی تنها کسی که تو این دنیا داريش نتونه بفهمه چی میخوای چی انتظار داري چی میگی...تنهام گذاشتی
عاشقتم

ادامه مطلب  

573  

شدم ی زن تنها‌...انقدر تنها که حتی توی دنیای مجازیم میشه تنهاییش حس کرد.کسایی میتونن حس کنن که جزئی از منن.خداروشکر دوستای خوبی دارم اما هیچی نمیتونه من از این تنهایی جدا کنه.تنهایی نه اینکه کسی نباشه یعنی تنها کسی که تو این دنیا داريش نتونه بفهمه چی میخوای چی انتظار داري چی میگی...تنهام گذاشتی
عاشقتم

ادامه مطلب  

سخته  

چقدر سخته با یه نفر آشنا شی بعد از یه مدت که همه وجودت شده بهت بگه من که نیومده بودم که بمونم...چقدر سخته کسی دلت رو بشکنه که یه عمری سعی کردی دلشو نشکونی...چقدر سخته زمین بخوری بعد بفهمی کسی نیست دستت رو بگیره بلندت کنه...چقدر سخته کسی رو دوس داشته باشی و از اون سخت تر اینه که اون تو رو دوست نداشته باشه...چقدر سخته از کسی که فقط به قلبت نیش و کنایه زده نگاه کنی و به جای اینکه به او چیزی بگی ساکت بشی چون بازهم اونو دوس داري...خیلی سخته نیازبه اغوشی داش

ادامه مطلب  

222_چتر...  

تو چتر داري...برای آسمان ابر گرفتهبرای پنجشنبه های ٱمیدواری!برای عصرهای جمعه اندوه باری...تو همان آخرین خبریهمان که شعر می سازیو نیمه شبها درهای بسته را باز می کنی!صدای تو رمز دارد!و تمام درهای بسته باز می شوند با ترنمت...از تو اشتیاق می آید...و زندگی بدون مرگ در تو موج می زند!که من صدای گرم خنده هایت رادر سومین شهر شنیده ام و مرگ را فراموش کرده‌ام!راستی از تو، تا قله های برفی مه گرفته چقدر راه است؟که مسیر تماشایت ،مرا از قرن هوشمندی به سالهای دو

ادامه مطلب  

222_چتر...  

تو چتر داري...برای آسمان ابر گرفتهبرای پنجشنبه های ٱمیدواری!برای عصرهای جمعه اندوه باری...تو همان آخرین خبریهمان که شعر می سازیو نیمه شبها درهای بسته را باز می کنی!صدای تو رمز دارد!و تمام درهای بسته باز می شوند با ترنمت...از تو اشتیاق می آید...و زندگی بدون مرگ در تو موج می زند!که من صدای گرم خنده هایت رادر سومین شهر شنیده ام و مرگ را فراموش کرده‌ام!راستی از تو، تا قله های برفی مه گرفته چقدر راه است؟که مسیر تماشایت ،مرا از قرن هوشمندی به سالهای دو

ادامه مطلب  

224_ تاریک ترین دره...  

.حتا لا به لای کوههای بلندروی انعکاس برف ها با آبی آسمان و این روزهای آخر اسفند، تو را می توان دید...تو چقدر زیادی...که با من به همه جا می آیی و باز هم تمام نمی شوی...و تمام احوالم از تو نشانه دارددلم که می گیرد به تو ربط دارد...بغض که می کنم به تو ربط داردخنده که می زنم...تو نقطه چین سیاه و سفید جاده هایی...همان که برای فهمیدنش با این ادراک، آفریده نشده ام!همان که محو شدن در تومرا به دستهای امن پدرم می رساند...همان که از قصه های قدیمی مادرم آغاز می شود...

ادامه مطلب  

224_ تاریک ترین دره...  

.حتا لا به لای کوههای بلندروی انعکاس برف ها با آبی آسمان و این روزهای آخر اسفند، تو را می توان دید...تو چقدر زیادی...که با من به همه جا می آیی و باز هم تمام نمی شوی...و تمام احوالم از تو نشانه دارددلم که می گیرد به تو ربط دارد...بغض که می کنم به تو ربط داردخنده که می زنم...تو نقطه چین سیاه و سفید جاده هایی...همان که برای فهمیدنش با این ادراک، آفریده نشده ام!همان که محو شدن در تومرا به دستهای امن پدرم می رساند...همان که از قصه های قدیمی مادرم آغاز می شود...

ادامه مطلب  

عجل وفاتی،شهادت حضرت زهرا،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)  

عجل وفاتی،حضرت زهراشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)..........................................عجل وفاتی،زهرای اطهرعجل وفاتی،دخت پیمبرعجل وفاتی،به حق حیدرعجل وفاتی،حق پیمبرای خالق من،به جان حیدرحاجت روا کن،دخت پیمبردلخسته و زار،همراه حیدرزخم زبان شد،سهم پیمبرغصب خلافت،از حق حیدرسیلی به کوچه،حق پیمبردستان بسته،شد سهم حیدرپهلو شکسته،دخت پیمبرشد بچه داري،در بیت حیدرشب ها زیارت،شد آه حیدراشک شبانه،شد کار حیدرغسل شبانه،خاتون محشرطفلان محزون،بر گ

ادامه مطلب  

صبوریم کمه ، مهربونیم زیاده!  

عکس چشمام رو که گرفت رم دوربینو در آورد و زد به لپ تاپ. از پشت مانیتور بهش خیره شدم و منتظر بودم شروع کنه به حرف زدن. مثل همیشه اول گفت ماشالا به مژه هات. ریمل نزنی خرابشون کنی ها. لبخند زدم و گفتم چشم :) نگاهشو ازم گرفت و چشماشو تنگ کرد. فهمیدم که زوم کرده رو عکس چشمم و داره بررسی می کنه. گفت اینطور که مشخصه داروی قبلی که بهت دادم کم خونی رو تا حد زیادی کنترل کرده و ... تند تند حرف می زد و منم سرمو به نشانه تایید تکون می دادم. گفت کم خوابی داري آره ؟ با

ادامه مطلب  

صبوریم کمه ، مهربونیم زیاده!  

عکس چشمام رو که گرفت رم دوربینو در آورد و زد به لپ تاپ. از پشت مانیتور بهش خیره شدم و منتظر بودم شروع کنه به حرف زدن. مثل همیشه اول گفت ماشالا به مژه هات. ریمل نزنی خرابشون کنی ها. لبخند زدم و گفتم چشم :) نگاهشو ازم گرفت و چشماشو تنگ کرد. فهمیدم که زوم کرده رو عکس چشمم و داره بررسی می کنه. گفت اینطور که مشخصه داروی قبلی که بهت دادم کم خونی رو تا حد زیادی کنترل کرده و ... تند تند حرف می زد و منم سرمو به نشانه تایید تکون می دادم. گفت کم خوابی داري آره ؟ با

ادامه مطلب  

 

زنت بهت شک میکنه این نشانه اینکه زیاد دوست داره و نمیتونه بروز بده... حس مالکیت داره...بهش اطمینان بده ک اون واست همه کسه... بگو اخه بدون تو کی ب دلم میشینه،بگو مادر بچه هامی خانوم زندگیمی...مقابل شکش توام منطقی با محبت بهش اطمینان خاطر بده... اگه زنتو راضی میکردی از محبت سیرابش میکردی همچین نمیکرد ...با محبت باش ،نازشو بکش، زنا ب نازکش نیاز دارن ن قلدور...نگو ک درکو فهم نداره تو ک درکو فهم داري بهش بفهمون لطفا... همین الان برو دستشو بگیر بگو بیا اتاق

ادامه مطلب  

 

زنت بهت شک میکنه این نشانه اینکه زیاد دوست داره و نمیتونه بروز بده... حس مالکیت داره...بهش اطمینان بده ک اون واست همه کسه... بگو اخه بدون تو کی ب دلم میشینه،بگو مادر بچه هامی خانوم زندگیمی...مقابل شکش توام منطقی با محبت بهش اطمینان خاطر بده... اگه زنتو راضی میکردی از محبت سیرابش میکردی همچین نمیکرد ...با محبت باش ،نازشو بکش، زنا ب نازکش نیاز دارن ن قلدور...نگو ک درکو فهم نداره تو ک درکو فهم داري بهش بفهمون لطفا... همین الان برو دستشو بگیر بگو بیا اتاق

ادامه مطلب  

میرسم  

اهنگ جدید سامان ویلسون و مهراد هیدن و سهراب ام جی
شاهنامه بگردی اسمم هست تو تاج داري ولی تو اسنپ چتشنیدم میگن لفظت عالیه گنگستری دادا چرا دخلت خالیه
اینجا توپا بسکتبالیه گنده بودنم که به گردشه مالیهسر مهمه زور کیلو چنده هرکی ام پول داره اون نیرومنده
دوتا چشمامو دوختم روش داغ شد و منم سوختم روشتا که خالی میشه زودتر توش سرکیسه شله ریختنم روش
تو هم ماله منی زودتر زود دوتا چشمامو دوختم روتتو هم ماله منی زودتر زود , تو هم ماله منی زودتر زود

ادامه مطلب  

میرسم  

اهنگ جدید سامان ویلسون و مهراد هیدن و سهراب ام جی
شاهنامه بگردی اسمم هست تو تاج داري ولی تو اسنپ چتشنیدم میگن لفظت عالیه گنگستری دادا چرا دخلت خالیه
اینجا توپا بسکتبالیه گنده بودنم که به گردشه مالیهسر مهمه زور کیلو چنده هرکی ام پول داره اون نیرومنده
دوتا چشمامو دوختم روش داغ شد و منم سوختم روشتا که خالی میشه زودتر توش سرکیسه شله ریختنم روش
تو هم ماله منی زودتر زود دوتا چشمامو دوختم روتتو هم ماله منی زودتر زود , تو هم ماله منی زودتر زود

ادامه مطلب  

تو در پی رقیبی دل در پی ات روانه (212)  

لبخند چشم مستت تصویر این ترانهشعر و شعور و شور و احساس شاعرانه خورشید دلپذیری در صبح دیدگانتلبخند دلپذیری با جذبه ای زنانهتسلیم یک نگاهم ای گل روا چه داريزندانی نگاهت در بند یک نشانهغرقم کجا بجویم آن ساحل مُداراتعمق نگاه خیست دریای بی کرانهشعری که از تو بود و از حسّ عاشقانهاز لحظه ای که رفتی تنها شده بهانه با اینکه رفته ای و در روزه ی سکوتمآتش کشیده امّا از عمق دل زبانهبا هق هق غرورش مردی که از تو

ادامه مطلب  

تو در پی رقیبی دل در پی ات روانه (212)  

لبخند چشم مستت تصویر این ترانهشعر و شعور و شور و احساس شاعرانه خورشید دلپذیری در صبح دیدگانتلبخند دلپذیری با جذبه ای زنانهتسلیم یک نگاهم ای گل روا چه داريزندانی نگاهت در بند یک نشانهغرقم کجا بجویم آن ساحل مُداراتعمق نگاه خیست دریای بی کرانهشعری که از تو بود و از حسّ عاشقانهاز لحظه ای که رفتی تنها شده بهانه با اینکه رفته ای و در روزه ی سکوتمآتش کشیده امّا از عمق دل زبانهبا هق هق غرورش مردی که از تو

ادامه مطلب  

به پل بند ...  

 
به پلبند می روم گندم بکارم              خبر از دختر بیگم بیارم
به ضق چیشکای دوست و دشمن                طنو و تیشه و هیزم بیارم
**********
به پلبند می روم مِندَو بکارم               خبر از خوهَر خسرو بیارم
هزاران دوست و دشمن در کمین اند          گل پژمرده را اِشطَو بیارم؟
**********
به پلبند می روم که نان بیارم              خبر از خوهَر رحمان بیارم
خبر از خوهَر رحمان چی باشه                    مُرُم که زیره از کرمان بیارم
**********
به پلبند می روم ش

ادامه مطلب  

به پل بند ...  

 
به پلبند می روم گندم بکارم              خبر از دختر بیگم بیارم
به ضق چیشکای دوست و دشمن                طنو و تیشه و هیزم بیارم
**********
به پلبند می روم مِندَو بکارم               خبر از خوهَر خسرو بیارم
هزاران دوست و دشمن در کمین اند          گل پژمرده را اِشطَو بیارم؟
**********
به پلبند می روم که نان بیارم              خبر از خوهَر رحمان بیارم
خبر از خوهَر رحمان چی باشه                    مُرُم که زیره از کرمان بیارم
**********
به پلبند می روم ش

ادامه مطلب  

 

شب خوبی نداشتم ، بودن کنار کسی که شبیه من نبود . گوش دادن به حرف هایی که حرف های موردعلاقه ی من نبود و ورود توی بحث هایی که دغدغه ی این روزهای من نبود . خسته بودم و هی پریود را بهانه ی کسل بودنم کردم . خسته بودم . از اینکه دخترک مدام میپرسید چرا شوهر نمیکنی ؟ سریال های تلوزیون را میبینی ؟ همان که تمام بازیگر خوشگل ها تویش بازی میکنند! خرید های عیدت را کردی؟ خانه تکانی دوست داري ؟ بیست بار گفت چرا خانه مان نمی آیی ؟ و من گفتم چشم که دست از سر کچلم برد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام